چند فرزند کافیست ؟

1124
parental leave sweden
parental leave sweden

در این زمانه پر از استرس و دردسر ومشکلات فراوان، داشتن چند فرزند کافیست؟

برخی از حکما و فلاسفه ، انسان را حیوان ناطق نامیده اند . زیرا میتواند تکلم کند و با آن ارتباط برقرار کند.آیا ارتباط برقرار کردن تنها با تکلم صورت می گیرد؟

آیا انسان تنها موجود در این هستی است که می تواند با هم نوع خود ارتباط برقرار نماید؟ پاسخ این پرسشها منفی است.اما آنچه که برای ما مهم است راه برقراری ارتباط نیست. مهم خود ارتباط داشتن است . شاید از خود سوال کنید ارتباطات چه ربطی به موضوع مورد نظر ما دارد ؟ من اعتقاد دارم زندگی یعنی ارتباط .بدون ارتباط زندگی معنی ندارد . مثلا کسی که جرمی مرتکب میشود اکثرا” برای مدتی مشخص محکوم به زندان می شود. این زندان یعنی محدود شدن ارتباطات.

حال اگر جرم وی بزرگتر باشد محکوم به حبس ابد و یا زندان انفرادی میشود . یعنی ارتباط محدود تا پایان عمر.برخی از آدمها حبس ابد را به مراتب بدتر از مرگ می دانند . در نهایت کسی که جرمش بسیار سنگین است به نبودن در این جهان و قطع ارتباط با آدمیان و این هستی برای همیشه محکوم می شود . پس داشتن ارتباطات بسیار بیش از آنکه تصور میکردیم مهم و حیاتی است . آنقدر حیاتی که حتی نداشتن آن در برخی انسانها باعث جنون و بیماری میشود.

اگر کمی به آمار و ارقام افسردگی و خودکشی در کشورهای مختلف سری بزنید متوجه میشود که قسمتی از خودکشی ها تنها از روی افسردگی های عمیق رخ میدهد . این نوع خود کشی ها و افسردگی های عمیق نه در کشور های فقیر بلکه در کشورهای مرفه رخ می دهد. (البته خودکشی از روی فقر و جهل و … در کشورهای غیر مرفه بیشتر است .)

کارشناسان علت عمده این چالش بزرگ در کشورهای مرفه را نداشتن مناسبات عاطفی و ارتباطات صمیمانه میدانند. نکته جالب این است که در این کشورها تشویق های فراوانی از طرف دولت برای بچه دار شدن زوجها وجود دارد. آیا این تشویق ها فقط یک زمینه فانتزی و احساسی دارد؟ آیا این تشویق ها تنها برای تولید نیروی کار انجام میشود ؟ بیایید کمی عمیقتر به بررسی این کشورها بپردازیم . در کشورهای مرفه عمدتا” انسانها چه زن ومرد دارای منبع درآمد مستقل و نسبتا” مناسبی هستند.پس کسی نیاز ندارد مثلا” به خاطر پول یا حمایت مادی ازدواج کند . همچنین پسران یا دختران اجباری برای ازدواج کردن ندارند و هر زمان خودشان صلاح بدانند ازدواج می کنند.

زمانی نیز که ازدواج کردند اجباری از طرف اقوام و فامیل و در و همسایه برای بچه دار شدن ندارند .در نتیجه زمانی که تشخیص دهند که بچه دار شدن مناسب است اقدام به این کار میکنند و… . همه این موارد به جای خودش بسیار خوب و با ارزش است . اما در نهایت مسیر به سمتی میرود که ازدواج و بچه دار شدن رو به کاستی است .جامعه ما نیز در حال یک گذار اجتماعی و دگرگونی های عمیق به سمت چنین رویکردهایی است . حال در جامعه ای که کم کم زن و مرد دارای در آمد مستقل میشوند ، اجبار و زور برای ازدواج و بچه دارشدن کمتر و مشکلات ازدواج و بچه دارشدن بیشتر میشود ، چند بچه کافی است ؟ بچه دار شدن اساسا” کاری درست است ؟

بیایید به دوران کودکی خود نگاهی بیندازیم .بخش عمده ای از کودکی تقریبا” تمام کسانی که امروز به موضوع ازدواج و بچه دار شدن فکر میکنند در کوچه و مهمانی گذشته است . کوچه چیست ؟ کوچه جایی است که شیرین ترین و شادترین خاطرات دوران کودکی در آن شکل گرفته است . اگر روزی به کوچه میامدیم و هیچ کس در کوچه نبود ، کوچه با زندان فرقی نداشت . کوچه کوچه بود چون پر از اتفاق بود ، پر از بازی بود ، پر از بچه ها و پدر و مادر ها بود . کوچه کوچه بود چون سرشار از ارتباطات انسانی بود … . مهمانی رفتن ، عید دیدنی ، عیدی گرفتن ، بازی با بچه های دیگر فامیل ، سفرهای دسته جمعی و… در اینها بود که رفتار اجتماعی ،اعتماد به نفس ، عشق و محبت ، گذشت ، دعوا و گرفتن حق ، و توانایی های فردی تجربه میشد و رشد میکرد . زیرا در این فضا ها برخلاف مدرسه ،زور و اجبار نبود و یا اگر بود خیلی کمتر بود و تقریبآ تنها هدف مشترک انسانها، باهم بودن و شاد بودن و شاد کردن دیگری بود ، نه انجام تکلیف اجباری .

در روزگاری که به خاطر پیشرفتهای تکنولوژی و در کنار آن ، رشد انواع مشکلات و گرفتاری ها ، این پرسش بزرگ در برابرمان قد علم کرده است که اساسا” بچه دار شویم یا نه ؟ و اگر بچه دار شدیم چند فرزند کافی است ؟ باید آگاهانه بپذیریم که سر یک دوراهی قرار داریم . لازم است هوشیار باشیم که این ما هستیم که انتخاب میکنیم و کسی ما را مجبور نمیکند. در شهرهای بزرگ عملا” چیزی به نام کوچه باقی نمانده است . متاسفانه بسیاری از زیباییهای اطرافمان دیگر وجود ندارد .مفهوم فامیل و رفت و آمد نیز کمرنگ شده است . حال در این گیر و دار چه کنیم ؟ مییتوانیم دور همه چیز را خط بکشیم و اصلا” ازدواج نکنیم یا اگر ازدواج کردیم بچه دار نشویم یا اگر بچه دارشدیم ، به یک فرزند بسنده کنیم و به فضایی از سکوت و سکون خو بگیریم .

همانند آنچه در برخی کشورهای مرفه که مثال زدیم رخ میدهد. میتوانیم قربانی شرایط مان شویم . درمانده و مستاصل بنالیم و از آینده نگران باشیم . میتوانیم انتخاب کنیم فرزندمان در دنیایی بدون کوچه ، بدون فامیل و رفت و آمد رشد کند و تک و تنها با خودرویمان به مدرسه و یا کلاس زبان و… ببریمش و پیوسته از او بخواهیم با اعتماد به نفس ، شاد و با انگیزه باشد و او را با کودکی خودمان مقایسه کنیم و افسوس بخوریم . در مدرسه اگر از کسی کتک خورد ویا حرف ناراحت کننده ای شنید ، نه برادری داشته باشد که از او دفاع کند و نه خواهری که غم خوارش باشد . درعوض ما بیشتر کار میکنیم و پول بیشتری برایش پس انداز میکنیم . تب لت جدیدتری برایش میخریم و کمک میکنیم هرچه بیشتر در دنیای غیر واقعی و خیالی این دستگاه ها و اینترنت خودش را آدم توانا و قوی ببیند و در دنیای واقعی موجودی افسرده ، ترسو ، بی اعتماد به نفس و به دور از آداب معاشرت و بیمار باشد. خودمان هم در دوران میانسالی همیشه چشم انتظار دیدار کسی باشیم که یا وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد و بیمار و ناتوان نباشد ، به دیدار ما نخواهد آمد و از فرط تنهایی و ضعف و بی کسی سر از خانه سالمندان در آوریم و با آلزایمری خود ساخته سعی کنیم همه آنچه داشتیم و یا میتوانستیم داشته باشیم را فراموش کنیم و …

البته می توانیم انتخاب دیگری هم داشته باشیم تا فرزندمان آینده متفاوتی داشته باشد . می توانیم به جای هزینه برای انواع کلاسهای بی حاصل که فقط جنبه تئوری دارد ، او را به پارک ببریم . به جای هزینه برای منزوی شدن کودکمان او را به مهمانی های متعدد با فامیل و دوستان ببریم و از همه مهمتر خانواده خود را بزرگتر کنیم تا فرزندمان در آینده خواهر و برادری داشته باشد تا با او رفت و آمد کند و در کنار آنها آنطور که خودشان دوست دارند در پارک و یا در مهمانی و سفر ، کوچه ای بسازند و شاد باشند و بازی کنند و کمک کردن ، گرفتن حق ، آداب معاشرت ، ابراز علاقه و دوست یابی ، عشق ورزیدن و … را تجربه کنند. در دوران میانسالی و پیری از دیدار آنها شاد شویم و لذت ببریم و تنهایی را حس نکنیم. از به دنیا آمدن نوه مان غرق شادی شویم و تا آنها هستند و رشد میکنند همچنان مایه امید و تلاش ما برای زنده بودن و سلامت ماندن ما باشند .این انتخاب همان چیزی است که دولتهای غربی هم سالهاست آن را برگزیده اند و برایش هزینه های هنگفتی را پرداخت می کنند زیرا با آن می توانند نسلی سالم ، شاد ، و مفید برای آینده پرورش دهند ، نه نسلی بیمار و افسرده ، ترسو ، بی انگیزه ، معتاد ، متمایل به خودکشی و فساد. نسلی بی مسئولیت که به دنبال روابط یک شبه باشد و از پس علاقه هایش نه خانواده ای شکل بگیرد و نه عشق و شور و حالی برای دیگران .

مطمئن هستم پس از خواندن این مطالب حال روحی شما دگرگون شده است . هم خوشحال شده اید و هم ناراحت و نگران . هم روزنه امید در دلتان باز شده و هم دلشوره آینده آزارتان میدهد . این احساسات کاملا” طبیعی است . بگذارید این احساس جاری شود.اگر دوست دارید لبخند بزنید ، این کار را انجام دهید و اگر اشک از چشمانتان جاری شده مانع گریه کردنتان نشوید . به کودکی که درونتان هست و با خواندن این مطالب احساسش جریان پیدا کرده احترام بگذارید و دوستش داشته باشید همان طور که کودکی شاد خود را دوست دارید. بگذارید کودک درونتان بگوید که چند بچه کافی است .بگذارید احساس شما و همسرتان همانند دو کودک بدون تعارف و رودربایستی با هم گفتگو کنند و در مورد بچه دار شدن و تعدادشان سخن بگویند . مطمئن باشید به نتیجه درستی خواهند رسید. هیچ فرمول مشخص و عدد خاصی برای این پرسش وجود ندارد. تنها آگاهی شماست که قدرت انتخاب را به شما ارزانی میدارد و تمام تلاش ما دادن این آگاهی و دانش است و انتخاب با شماست . آینده با خانواده هاست نه با انسانهای تنها و منزوی . آینده با خانواده های داری فرزند سالم و شاد، زیباتر است تا خانواده بدون فرزند. آینده جای با شکوه تر و زیبا و امن تری خواهد بود وقتی سرشار از ارتباطات انسانی ، بازی کودکان ، عشق ورزیدن والدین و فرزندان و دیدار فامیل و پدربزرگها و مادر بزرگها باشد …

در پایان ممکن است عده ای از شما خوانندگان این سلسله مطالب از ما بپرسید چطور با زندگی در یک آپارتمان ۶۰ متری و با حقوقی که تا نیمه ماه هم کفاف خرج زندگی مان را نمی دهد ، و با اینهمه قسط و گرانی سرسام آور و … به فکر بچه دار شدن و یا بچه دوم و سوم و… باشیم ؟چطور با همسری بیمار و یا پرخاشگر و بی مسئولیت به فکر این موضوع باشم ؟ چطور با زندگی مستاجری به فکر این چیزها باشیم ؟
پرسشهایی از این دست فراوان هستند. برای رسیدن به پاسخ این پرسشها ، مطالعه مقاله زیر را نیز به شما پیشنهاد می کنیم : ” بچه دار شدن ، آری یا نه ؟

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.